الفت و مدارا؛ رویکرد پیامبر(ص) در تعاملات اجتماعی

اسلام دینی جهان شمول است و مخاطبان قرآن کریم نه تنها مسلمانان، بلکه تمامی انسان هایی هستند که رسیدن به اوج کمالات انسانی و رستگاری، مقصود نهایی آنان است.

اسلام دینی جهان شمول است و مخاطبان قرآن کریم نه تنها مسلمانان، بلکه تمامی انسان هایی هستند که رسیدن به اوج کمالات انسانی و رستگاری، مقصود نهایی آنان است. در قرآن و سیره نبوی، «اصل رفق و مدارا» به عنوان مهمترین اصل در ارشاد و هدایت انسان ها مورد تاکید بسیار قرار گرفته است، به منظور بررسی رفق و مدارا در سیره نبوی، خبرنگار ایکنا از همدان، با حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی روشن، مدرس دانشگاه فرهنگیان، گفت وگویی کرده است که مشروح آن را در زیر می خوانیم:

ایکنا _ سیره پیامبر (ص) در الفت و مدارا با مردم چگونه بود؟

رفتار پیامبر اعظم(ص) با مردم، بر پایه «جذب دل ها» استوار بود، نه تحمیل نظر. این اصل در سه عرصه به وضوح دیده می شود؛ اولین عرصه مدارا در برخورد با خطاهای اجتماعی است.

نقل شده پیامبر اعظم(ص) هیچ کس را به خاطر خطایش تحقیر نکردند و حتی اگر گناهی آشکار می شد، به جای رسوایی علنی، شخصاً و پنهانی تذکر می دادند.

دومین رویکرد «رأفت و همدلی» در ارتباطات بود. ایشان به اصحاب می فرمودند: «تَبَسُّمُکَ فِی وَجْهِ أَخِیکَ صَدَقَه» لبخندت به روی برادرت صدقه است. هنگام ملاقات، ابتدا طرف مقابل را به نام کوچک و با کنیه ای محترمانه خطاب می کردند که حس نزدیکی و صمیمیت ایجاد می کرد. از احوال دیگران پرس و جو می کردند و با آنها سر می زدند، حتی اگر بیمار نبودند؛ چراکه معتقد بودند زیارت برادر، دل ها را به هم نزدیک می کند.

سومین رویکرد ایشان در عرصه وفق و مدارا، حل اختلافات بدون حذف طرفین بود. اگر بین دو نفر نزاعی پیش می آمد، ایشان به جای قضاوت شتاب زده، هر دو را به گفت وگوی رو در رو دعوت می کردند و با میانجی گری، راهی پیدا می کردند که آبروی هیچ کدام نریزد.

در ماجرای نزاع بر سر حجرالاسود در مکه، ایشان با هوشمندی، همه قبایل را در تصمیم نهایی شریک کردند تا نه تنها کدورتی باقی نماند، بلکه همبستگی قبیله ای تقویت شود.

ایکنا _ سیره پیامبر در وفق و مدارا با مردم در جامعه آن روز چه اثری داشت؟

برکات و آثار این سیره در جامعه آن روز و این روش ارتباطی، دستاوردهایی فراتر از اخلاق فردی داشت. یکی از این برکات ایجاد «امت» به جای «قبیله» بود. جامعه مدینه که متشکل از مهاجر، انصار، یهود و مشرکان بود، با این رویکرد به یک پیکره واحد تبدیل شد.

دومین اثر آن کاهش تنش های قبیله ای است. خون خواهی های صدساله، با فرهنگ «عفو» و «مدارا» جایگزین شد. همچنین دیگر اثر آن افزایش مشارکت عمومی بود. مردم بدون ترس از تمسخر یا سرکوب، نظرات خود را در مسائل اجتماعی مطرح می کردند همانطور که در غزوه احد، یک جوان معمولی نظر نظامی متفاوتی داد و پیامبر پذیرفت.

اما متاسفانه امروز، در روابط روزمره ما، فاصله قابل تأملی با آن الگو داریم. شکاف امروز مصداق عینی تندروی در برخورد با خطاهای کوچک در شبکه های اجتماعی، یک اشتباه زبانی را به «خائن» یا «جاهل مطلق» تبدیل می کنیم. و یا بی تفاوتی عاطفی سلام کردن، لبخند زدن، یا پرسیدن حال همسایه، در شلوغی زندگی شهری کمرنگ شده است.

همچنین ترجیح «حق خود» بر «صلح جمع» در دعاوی مالی، خانوادگی یا همسایگی به وفور دیده می شود. به جای مصالحه، بر حق خود پافشاری می کنیم و سال ها کینه می پروریم.

حتی جای گزینی «تحقیر» به جای «تربیت» والدین در خانه، مدیران در محل کار و حتی در بین دوستان نیز دیده می شود که به جای اصلاح رفتار، شخصیت طرف مقابل را نشانه می گیرند.

جامعه ای با روابط سرد، پر از اختلافات حل نشده و سرمایه اجتماعی به شدت تحلیل رفته در پی دارد. روابط اجتماعی امروز ما، بیش از هر چیز به «همدلی و مهربانی هوشمندانه» نیاز دارد؛ همان چیزی که در سیره پیامبر به وفور یافت می شود. ایشان نشان دادند که قدرت واقعی، در توانایی «حفظ رابطه» حتی در اوج اختلاف است.

اگر ما بتوانیم در خانواده، محل کار، همسایگی و حتی فضای مجازی، به جای «برنده شدن در بحث»، «حفظ و تقویت روابط اجتماعی» را انتخاب کنیم، جامعه ای خواهیم ساخت که در آن، اعتماد جایِ سوءظن، همدلی جایِ بی تفاوتی، و الفت جای کینه را می گیرد. این نه یک آرمان، که یک ضرورت انکارناپذیر برای بقای سلامت روانی جمعی است.

انتهای پیام

نظرات

captcha